حالا به درگاه تو آورده دلش را
بانو ! مبادا که نبینی مشکلش را
تقدیر او را خوانده و آورده پیشت
تا که بسازی نیمه ی نا کاملش را
حتی سر انجامش اگر تلخ است بگذار
از با تو بودن ها بگیرد حاصلش را
او دل به دریا میزند عمریست شاید
در سرزمین تو بیابد ساحلش را
اینبار قربانگاه جای امتخان نیست
باید بگیری تحفه ی نا قابلش را
بانو ! مبادا که نبینی مشکلش را
تقدیر او را خوانده و آورده پیشت
تا که بسازی نیمه ی نا کاملش را
حتی سر انجامش اگر تلخ است بگذار
از با تو بودن ها بگیرد حاصلش را
او دل به دریا میزند عمریست شاید
در سرزمین تو بیابد ساحلش را
اینبار قربانگاه جای امتخان نیست
باید بگیری تحفه ی نا قابلش را
...
No comments:
Post a Comment